|
می گفت که بعد از این به خوابم بینی پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست
|
بارون بیاد من بیام ....تو نیای
اونوقت من تا انتهای خیابونو تنهایی گز کنم .
تا تو از گل و لای کفشهام
از شلابه های تنم بفهمی
آخ که چقدر دوستت دارم ![]()
آخ که چه لذتی داره
بارون بیاد من بیام .....تو هم بیای
اونوقت تو از تو نگاه بی تابم
از دستهای داغ داغم
از چشمهای مشتاقم بفهمی
آخ که چقدر دوستت دارم ![]()
برای درنای عزیزم
که شاید ...فقط شاید
دیواری کوتاه تر از دیوار من پیدا می شد.![]()