|
می گفت که بعد از این به خوابم بینی پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست
|
تو باور کن مرا
يكي مي خواست گريه كنه اما واسه ضجه هاش بهونه اي نداشت.
يكي داره درد مي كشه .....يكي لبخند مي زنه
يكي داره جون ميده دست و پا مي زنه ....اون يكي ...................
اينها حرفهاي من نيست غصه هاي دل يه آدمه يكي كه شايد بعد
رفتنش در هيچ كجا و هيچ نا كجاي تاريخ ثبت نشه اما دوست
داشت فقط حضور داشته باشه ...اما انگار خواستني نبود اما انگار
موندني نبود ..
![]()
![]()
همسفر مسافر تنها
.....................
کاش از لحن بد آهنگ تو بر می گشتم