؟؟؟
تو محو مي شوي در دود سيگار من تباه
می گفت که بعد از این به خوابم بینی پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست
تو محو مي شوي در دود سيگار من تباه
دوباره می ســـــــــــــــــازمت . . .
روزهای سختی رو میگذرونم .کاش خیلی زود تموم شه .
هوای دوستای سابقمو کردم . امین با همه خوبیهاش که وبلاگ نویسی
یادم داد و همیشه اولین کسی بود که پست جدیدمو میخوند .
درنا که با فاصله زیادی که بین ما بود همیشه پر شور و عشق بود .
چقدر از فاصله ها بیزارم .
اینجوری عاشقت شدم ؟
دلم میخواد شعر بگم دلم میخواد حرف بزنم دلم دلم دلم
اصلا دلم نمیخواد گریه کنم دلم نمیخواد کسی باشه دلم دلم دلم
شاید کمی دلم تنهاست شاید شاید شاید
تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست میدارم
تو را به جای روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم وبرفی که آب میشود وبرای نخستین گناه
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم
![]()
![]()
![]()
روحت شاد دوست بی نظیر من
برای دفاع از خود حرف تازه ای ندارم .
برای فرار از تو راه تازه ای ندارم .
برای بودن با تو بهانه تازه ای ندارم .
چه سرنوشت خوبیه وقتی خود خدا هم
برای خوشبختیمون پا در میونی کرده![]()
من کم تحملم ![]()