|
می گفت که بعد از این به خوابم بینی پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست
|
دوباره می ســـــــــــــــــازمت . . .
روزهای سختی رو میگذرونم .کاش خیلی زود تموم شه .
هوای دوستای سابقمو کردم . امین با همه خوبیهاش که وبلاگ نویسی
یادم داد و همیشه اولین کسی بود که پست جدیدمو میخوند .
درنا که با فاصله زیادی که بین ما بود همیشه پر شور و عشق بود .
چقدر از فاصله ها بیزارم .
اینجوری عاشقت شدم ؟
دلم میخواد شعر بگم دلم میخواد حرف بزنم دلم دلم دلم
اصلا دلم نمیخواد گریه کنم دلم نمیخواد کسی باشه دلم دلم دلم
شاید کمی دلم تنهاست شاید شاید شاید
تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست میدارم
تو را به جای روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم وبرفی که آب میشود وبرای نخستین گناه
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم
![]()
![]()
![]()
روحت شاد دوست بی نظیر من
برای دفاع از خود حرف تازه ای ندارم .
برای فرار از تو راه تازه ای ندارم .
برای بودن با تو بهانه تازه ای ندارم .
چه سرنوشت خوبیه وقتی خود خدا هم
برای خوشبختیمون پا در میونی کرده![]()
من کم تحملم ![]()
من راه گم كردم تشنه خسته بي همراه
درجنگل خاطرات برشاخه پوسيده
برگ برگ انديشه هايم در باور پاييزي سرد
زير هجوم گامهاي رگبار سايي پژمرد
فقر و نداشتن هر چه به نام مالكيت
بر ناموس و دارايي بي حد شرافت
سبقتي بس نا جوانمردانه گرفت
نقابها برهوا شد و جيبها پر زهر چه بي شرمي
عرقي سرد به پيشاني نشست
سر به زير و دامان در دست
شهوت و نخوت تن به مزار
هر چه عزت و زيبايي نشست
باز فقرو نداري باز فكر هيزمهاي بخاري
باز پاييز زمستان فكر بي چترماندن زير باران
باز باران با ترانه آه و ناله هاي شبانه
باز مادر باز مادر عاشقانه دست كشد
دست نوازش بر سر دخترك بي نام و نشانه
من راه گم كردم يا در هزار راه رفته ام
اينگونه آواره شدم بي سر بي سايه شدم
در به رويم بگشا بي عفت بي خانه شدم
شب و روزم سياه شد و بيچاره شدم
در پي داشتنت گشتم و آواره شدم
روزها در پي تو شبها به خيالت
آواره و بيچاره و صد پاره شدم
مرگ خواهم و گوشه نشينه در خانه تو
عزتم ده و بميرانم كه شدم بنده آلوده تو
تا سپیده را تجربه کرد